هی روزگااااار .... هی .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت   توسط
|
+ فردا یه امتحان دارم ،آناتومی ، بعد کلهم این جزوه ی گنده به کنار ،من فقط باید ده صفحه اش رو میخوندم ،که به سلامتی و میمینت خوندم آ،از دی شب تا الان فقط یه دور شده این ده صفه ،بعد حالا چه جوری خونده شده این ده صفحه ؟!! همینجوری جزوه زیر بغل از این اتاق به اون اتاق ، یعنی من از صب تا الان فقط سر جمع یک ساعت وقت مفید گذاشتم واسه این جزوه ی کوفتی ، الانم که ساعت 10 :10 شبه ،باید یه دور دیگه هم بزنم اینو ،که دیگه همه رو بلت شم و فردا نمره ی کامل و دیگه شرمنده ی خودم کنم دیگه . خوب فقط 2.5 نمره داره این امتحانک ، همینقدر هم که خوندم کلش قضیه داره اصن !!
دفه قبلی هم یه امتحانک گرفت باز اونم 2.5 نمره داشت ،بعد من نخونده رفتم سر جلسه ،الله بختکی جواب دادم ،بعد نمره ام شد 1.5 ، بعد این وجدان ما از اونخ تا حالا یک ریز داره روضه میخونه که :ببین عزیزم ،تو وقتی نخونده میری سر جلسه از 2.5 میشی 1.5 ، دیگه بوخونی چی میشی جیــــــــــــــــگر ؟!!!
حالا خدایا فردا مددی ،من دارم میرم باز سروقت اون مرتیکه ی گنده دماغ ، جون من ، مرگ من ، بیا یه معجزه ای کن این اوکی رو بده و برگه ی کوفتی من و امضا کنه ، من راحت شم برم پِی کارم ... !تو که میدونی من چه گده دختر خوبی ام !!! میدونی دیگه !! گفتن نداره که :ا
+ میگم تو کَکِتم نگزه ها یه وخت ؟!!راحت باش اصن !
+ "ک" زنگ میرنه میگه،من الان داشتم با سمی حرف میزدم همه اش داشت میخندید و خوشحال بود !
همینی که "ک" قطع میکنه ، زنگ میزنم به سمی ، حالش از این بدتر یعنی نمیشه هااااا !!
بعد من همه اش دلم میخواد این "ک"رو بگیرم آنچنان بزنمش که نتونه از سر جاش پاشه !! حالا دیگه نیدونم واسه چی !! ولی خوب ، من این روزا تا اینو ناکار نکنم دلم خنک نمیشه !
+ من برم یه کم جزوه رو شرمنده ی خودم کنم شاید یه کم لاغر شد از شدت شرمندگی !
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   توسط
|
سردمه!
مثل موری که زیر بارون تند ,
رد بوی خط راه لونه شو می جوره!
عین هستی و زوال
این قدر پا پیچم نشو!
"حسین پناهی"
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت   توسط
|